۱۳۸۷ مهر ۲, سهشنبه
۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه
یادمان باشد
پذیرفتن به زبان ساده اما به عمل سخت تر از تمام کارهایی است که در این چند سال عمر کرده ام. فکر میکنم تمام آدمهایی که کمتر از من غر غر میکنند پذیرا بودن را پذیرفته اند. یا نوع آفرینششان این گونه است که خوشا به احوالاتشان و یا آنقدر قدرتمند هستند که به این راز بزرگ جامه عمل پوشانده اند(حتی به زور!).و باز فکر میکنم برای من سخت ترینش پذیرش خودم باشد. حداقل تا جایی که کمتر از دست خودم حرس نوش جان نکنم! پس یادمان باشد
۱۳۸۷ شهریور ۳۱, یکشنبه
سارا از کجا فهمیدی کلمه عبور من خرتو خره؟
این که نشد هر وقت دقت گرفتو هیچ گوشی دیگه نمونده بود واسه شنیدن غرغر هات بلاگت رو باز کنی و ببینی هیچ زری واسه زدن نداری و ... بیخیال همه چیز که داری میشی این یکی رو هم بیخیال شو
۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه
این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیس!
در یک عصر گرم تابستونی خانوم نقره این جمله رو در حضور آقای بهنام و خانوم سفید با صدای بلند گفتند.نوع
این تو بمیری از کدوماس که دوامش خوبه! رو لابد خودش میدونه دیگه .
این تو بمیری از کدوماس که دوامش خوبه! رو لابد خودش میدونه دیگه .
۱۳۸۷ مرداد ۱۱, جمعه
میشه بخونیش؟ نه خودت باید گوش کنی!
۱۳۸۷ مرداد ۴, جمعه
۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه
همت غرب
کودکی که می خواست همه چیز رو از نوشتن با خودکار روی یخچال تا پاک کردن دیوارهای خونه با پاک کن و آتش زدن نی و خاک، خودش به تنهایی تجربه کنه و هر جمعه پسرهای خوش تیپ رو تو راه خونه مامانجونش از آریا شهر تا پیروزی میشمرد حالا توی اتوبان های تاریک شهرش با کله ای منگ مشغول رانندگیه و سعی میکنه به چیزی فکر کنه که بیدارش نگه داره و آدمای خواب تو ماشینو برسونه به تخت خواباشون که یاد رویاهای بچه گی هاش می افته. اون موقع ها که خیلی خوشحال تر از الان بود و هر کاری که دلش می خواست از پختن کیک گرفته تا کشیدن سیگار ، همون موقع انجام میداد، رویاهای زیادی داشت که اکثرا بعد از دیدن فیلما میساختشون و اونقدربه تمام سکانساش فکر می کرد تا همشون تکراری میشدن و دیگه هیجانی نداشتن و بعد می رفت سراغ یکی دیگه. لذت بخش ترینشون توی یه کشتی اتفاق می افتاد که آدم بدا اونو گروگان گرفته بودن و یه کاپیتان بد اخلاق خوشتیپ اونو شبا موقع خواب دید میزد. فقط همیشه نگران بود که توی این سفر طولانی حتما مامانش نگرانش میشه و برای این قضیه هنوز هم نتونسته راه حلی پیدا کنه. حتی تو رویاهایی که الان بعد از دیدن فیلما میبینه.
اشتراک در:
پستها (Atom)